چگونه “روان” را میسنجیم؟
تاریخ برگزاری: 30 مهر 1403
ارائه: جناب آقای مهران بلوری – کارشناسی روانشناسی دانشگاه تهران
میخواهیم در این کارگاه تکجلسهای دربارۀ مسئلۀ مهم، اما عمدتاً نادرستفهمشدۀ روانسنجی صحبت کنیم. منظور از «روانسنجی» بخشی از رشتۀ روانشناسی است که میکوشد ویژگیهای روانشناختیای را که مستقیماً قابل مشاهده نیستند، بهشکلی عینی و بیطرفانه مطالعه کند. مشخصاً این فرایند تبدیل برخی ویژگیهای روانشناختی -که سنتاً آنها را ویژگیهای شخصی و چهبسا انتقالناپذیر میدانیم- به بروندادهایی که برای همگان قابل فهم باشد، برای بسیاری از این جهت پرسشبرانگیز خواهد بود که اساساً آیا چنین چیزی ممکن است و اگر آری، تا چه میزان. بر اساس درک اهمیت و ظرافت همین پرسش، میخواهیم دربارۀ این موارد صحبت کنیم که:
– روانشناسان بر مبنای چه منطقی پذیرفتهاند که میتوان ویژگیهای روانشناسی را به این شکل خاص سنجید -یا به بیان دقیقتر «کمّیسازی» کرد.
– در عمل نحوۀ بهکارگیری این روش چگونه است؟ به بیان سرراستتر، روانشناسان چگونه یک آزمون روانشناختی را میسازند؟
– آیا همۀ ویژگیهای روانشناختی را میتوان بر اساس چنین منطقی سنجید؟ به بیان دقیقتر، این روش چه امکانات و چه محدودیتهایی را برای ما فراهم میکند؟
من تصور میکنم که بهترین رویکرد برای پاسخ به این سؤال، بررسی آن از منظری تاریخی است. لذا سعی خواهم کرد رویکردی تاریخی را وارد فضای گفتوگویمان کنم و لذا احتمالاً مروری هرچند کوتاه بر تاریخ این علم خواهیم داشت.
چه ضرورتی دارد که دربارۀ این موضوع صحبت کنیم؟
پُرواضح است که این «ویژگیهای روانشناختی» مورد مطالعۀ متخصصین حوزۀ روانسنجی میتواند گسترۀ وسیعی از موضوعات روانشناسی را دربرگیرد. لذا امروزه روانسنجی در تقریباً تمام حوزههای رشتۀ روانشناسی (هوش، اختلالات روانی، ویژگیهای شخصیتی، دستاوردهای تحصیلی و غیره) کاربرد دارد و به نوعی پایهواساس رشتۀ روانشناسی در مقام یک علم دانشگاهی را تشکیل میدهد. از سوی دیگر، فهم رایج از این فرایند عمدتاً بیشازحد سادهانگارانه است و این امر، سبب شده تا برخی قضاوتهای نادرستی از توان این روش داشته باشند؛ به طوری که برخی بر این گماناند یک آزمون روانشناختی میتواند گویای همهچیز باشد و گروهی دیگر دست به ساخت “آزمونهایی” میزنند که حداقل از منظری علمی بیپایهاند. لذا هدف اصلی ما رسیدن به فهمی بهتر از منطق فرایند سنجش عددی روان است تا هم محدودیت و هم امکانات این روش را درک کنیم و در نهایت، به قضاوت سنجیدهتری از رشتۀ آکادمیک روانشناسی برسیم.
از چه منابعی قرار است کمک بگیریم؟
منابع اصلی گفتوگوی ما، بخشهایی از این دو کتاب خواهد بود:
Borsboom, D. (2005). Measuring the mind: Conceptual Issues in Contemporary Psychometrics. Cambridge University Press.
Little, T. D. (Ed.). (2013). The Oxford Handb
نظرات
۰ دیدگاه ثبت شده است.