کارگاه های روزهای علوم انسانی در 9 مهر برگزار شد

9 مهر 1403
|

سال گذشته، در جریان تدریس کتاب اقتصاد از رشد و توسعه کشورها صحبت کردیم. همان‌طور که می‌دانید توسعه مفهومی به نسبت پیچیده و چندوجهی است. در گذشته تصور می‌شد با تولید بیش‌تر و دستیابی به رشد مثبت، توسعه کشور نیز اتفاق می‌افتد. اما، امروزه قطعا عوامل بسیاری در توسعه نقش دارند.
در این جلسه تمرکز ما بر توسعه سیاسی است. اندیشمندان حوزه توسعه در مورد تقدم توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی اختلاف نظر دارند. آیا دموکراسی شرط توسعه است؟ یا رشد اقتصادی [و در مرحله بعد، توسعه اقتصادی] را باید پیش نیاز شکوفایی دموکراسی دانست؟ و البته این سوال بنیادی‌تر مطرح است که آیا اساسا این دو مقوله رابطه معناداری با یک‌دیگر دارند؟
در ابتدای جلسه تعریف کوتاهی از توسعه اقتصادی و دموکراسی ارائه می‌دهیم و در ادامه در مورد سوالات بالا بحث می‌کنیم.

درست از زمانی که فقط کمی بزرگ تر شدیم، سوالات زیادی در مورد خودمان و جهان اطرافمان پیدا کردیم.
یکی از مهم ترین سوالاتمان هم این بود که جهان اطراف ما چگونه به وجود آمده است؟!
یکی از معروف ترین پاسخ هایی که راجع به چگونگی پیدایش جهان همیشه به دستمان رسیده، نظریه بیگ بنگ است. نظریه ای که میگوید، جهانی که می‌شناسیم، در اثر یک انفجار بزرگ (بیگ بنگ) پدید آمده که نه‌ تنها اکثریت ماده حاضر در جهان، بلکه قوانین فیزیکی حاکم بر کیهان را نیز ایجاد کرده است.
اما این پاسخ چقدر درست است؟
آیا همه جهان فقط در اثر یک انفجار پدید آمده؟
در این کارگاه با دیدن مستند های علمی و جذاب، میخواهیم مسئله پیدایش هستی را از منظر علم نجوم و آیات قرآن با همدیگر بررسی و مقایسه کنیم.
اگر به مباحث نجومی علاقه دارید و چگونگی پیدایش جهان یکی از سوالات ذهنی شماست، این کارگاه را از دست ندهید!
منتظرتان هستیم لبخند


– صدور قطعنامه‌های شورای امنیت سبب توقف جنگ‌ها میشود یا این قطعنامه ها مجوز قانونی برای آغاز جنگ بین کشورها است؟

– چگونه از طریق «جنگ»، «صلح و امنیت» محقق می‌شود؟

– شورای امنیت در جنگ فلسطین چه نقشی داشته است؟

این سوال ها و هزاران سوال دیگر درباره نهادی به نام شورای امنیت که از ارکان سازمان ملل متحد است، مطرح می‌شود.

شورای امنیت، محل گردهم‌آیی رهبران جهان و دیپلمات‌ها برای تصمیمات سرنوشت‌ساز، تبلور قدرت اقدام جمعی برای حل منازعات و تقویت صلح در دنیا است. قطعنامه‌هایی که توسط شورای امنیت صادر می‌شوند، دارای قدرت حقوقی بوده و کشورها ملزم به رعایت آن‌ها هستند.

در این کارگاه میخواهیم با هم، با نحوه عملکرد شورای امنیت و نقش قطعنامه‌های آن در جنگ‌ها آشنا شویم. درباره تاریخچه و تشکیل شورای امنیت، نحوه صدور قطعنامه‌ها و اجرای آن‌ها صحبت کنیم و تأثیر قطعنامه‌های این  شورا را بر جهان و کاهش یا افزایش تنش‌های بین‌المللی، ارزیابی کرده و در نهایت هم با نقش این شورا در همین جنگ اخیر میان فلسطین و اسراییل، آشنا شویم.

بانگ: غوغا، فریاد، جار

اصلا سر‌وکلۀ یک چیزی به نام رسانه از کجا پیدا شد؟ احساس نیاز به یک فضایی که بتواند همه چیز را در گستره‌ای بزرگ‌تر به گوش همه افراد در جهان برساند از کجا و چطور ایجاد شد؟ این بانگ، این صدای عجیب و غریب که همه را در طول تاریخ به خود مجذوب کرد اساساً از کجا متولّد شد؟ اینجا و در این کارگاه می‌خواهیم دربارۀ همین بانگ حرف بزنیم، بانگِ جرس! و به تاثیر هر کدام از مکاتب اجتماعی-سیاسی بر شکل‌گیری رسانه بپردازیم. برویم لابه‌لای فراز و فرودهای ایدئولوژیک جهان بشر و به دنبال ریشۀ شکل‌گیری بستری بگردیم که دیگر امروزه نمی‌توانیم بگوییم فضایی مجزا از زیست ماست و ما هم گه‌گاهی به آن سر می‌زنیم، که این دیگر بستری است که ما درون آن زیست می‌کنیم و تار و پود زندگیمان با آن درهم تنیده شده. می‌خواهیم برویم دنبال پیدا کردن اولین فریاد، به دنبال بانگِ جرس!

مستعمرات دولت‌های اروپایی تا پایان قرن نوزدهم بسیار گسترده شده بود؛ از شمال تا جنوب افریقا، از شرق اسلامی تا شرق دور و فراتر از آب‌های اقیانوس آرام و اطلس تا استرالیا، نیوزیلند و کانادا. داستان‌های عجیبی از زبان کاشفان و فاتحان و مسافران غربیِ این سرزمین‌ها نقل می‌شد و چه کسی آرزو نمی‌کرد که جای قهرمانان آن داستان‌ها نباشد؟ سفر به دوردست‌ها اما برای مردمانی که بیشترشان را طبقۀ کارگر صنعتی تشکیل می‌داد، رویایی دست‌نیافتنی بود و سختی راهها و ناامنی، حتی بسیاری از بورژواها و روشنفکران را هم به هراس می‌انداخت. پس آنها می‌ماندند به انتظار شنیدن روایتِ معدود دلاورانی که رهسپار چنین سرزمین‌هایی می‌شدند. ادبیات و هنر هم دست در دست یکدیگر روایت آن قلمروهای دور و نادیده را شنیدنی‌تر و جذابتر می‌کردند ولی همۀ آن شنیده‌ها در سیطرۀ هاله‌ای از وهم و خیال نمایشنامه‌ها و رمانها و تابلوهای نقاشی می‌ماندند اگر دوربین عکاسی اختراع نمی‌شد. جعبه‌ای که مدعی بود مثل چشم می‌بیند و آنچه را که هست، بی‌دخل و تصرفِ راوی و نقاش و فارغ از کاستی‌های حافظۀ آدمی، ثبت می‌کند. آن دسته از مسافران که خود را مجهز به دوربین می‌کردند، صاحب اسنادی بس ارزشمند می‌شدند که دوری مقصدشان، دشواری سفرشان و اعجاب دیده‌هایشان را اثبات می‌کرد. عکس‌های گرفته شده توسط آنان از یک‌سو دسترسی بصری به شواهد لازم برای محققان علومی مثل مردم‌شناسی، نژادشناسی، باستان‌شناسی و جفرافیا را فراهم می‌آوردند و حتی موجب دریافت کمک‌های مالی از سوی مؤسسات مختلف فرهنگی، جغرافیایی و نظامی برای سفرهای بعدی مسافران می‌شدند، و از سوی دیگر به خیالات مردم اروپا دربارۀ مفاهیمی مانند «شرق» و «شرقی»، «دیگری» و «بیگانه» عینیت می‌بخشیدند. این عکس‌ها البته فراتر از نوعی یادگاری نمی‌رفتند، اگر تکثیر نمی‌یافتند. کارت‌پستالِ مصور در آن دوره روش مناسبی برای تکثیر، انتشار و مصرف میلیونی عکس در مقیاس جهانی بود که بین سال‌های 1890 تا 1915م. عصر طلایی خود را می‌گذراند. این تکه کاغذِ تصویردار، سریع و ارزان تهیه، و بدون پاکت پست می‌شد و آنقدر مورد علاقۀ اروپاییان و امریکاییان قرار داشت که اغلب در آلبوم‌های مخصوص نگهداری‌اش می‌کردند و به تماشای تصاویر مختلفش می‌نشستند.
ایران عصر قاجار که به فاصلۀ کمی از جهان اروپایی، با دوربین عکاسی آشنا شده و خود موضوع آن قرار گرفته بود، از طریق انتشار کارت‌پستال، دارای تصویری شد که گاهی به انگاره‌های اروپاییان نزدیک، و گاهی از آنها دور و به یک مستندنگاری شبیه‌تر بود. شمار بسیار زیادی عکس و کارت‌پستال که از آن زمان و نیز دوره‌های پهلوی اول و پهلوی دوم به جای مانده، اسناد تاریخی گرانبهایی هستند که نادیده‌های فراوانی به‌خصوص از زندگی روزمرۀ ایرانیان، خواه دربار و خواه مردم، برای ما آشکار می‌کنند که در دیگر اسناد تاریخی به هیچ وجه ثبت نشده‌اند. در این کارگاه ضمن مروری بر پیشینه، به اهمیت و کاربرد این اسناد در انواع پژوهش‌های تاریخی پیرامون ایران معاصر پرداخته می‌شود.

احتمالاً شنیده اید که می گویند، سلام هیچ گرگی بی طمع نیست!! حالا، بلاتشبیه، زبانم لال، از این ضرب المثل استفاده کرده ایم، برای سر و سامان دادن به عنوان کارگاه خودمان!!
مدیونید اگر فکر کنید فیلسوفان را به گرگ ها تشبیه کرده ایم و خواسته ایم بگوییم در فلسفه ی فیلسوفان، یک غرض و طمع پنهانی نهفته است!! بَلا به دور!! ما فقط از این جمله ی آهنگین برای تقریب به ذهن شما استفاده کردیم، همین!
زندگی فیلسوفانه، ظاهراً مملو از سوال های تو در تو خواهد بود! سوال هایی که اگر کسی از بیرون به آن ها نگاه کند، احساس می کند با یک کلاف پیچیده و به هم تابیده شده مواجه است و احتمالاً اگر عقلش برسد،، مگر سرش درد می کند که سرِ نخِ این سوال ها را بگیرد و بخواهد خودش را درگیر این کلاف عجیب و غریب بکند!
اما،، مشکل دقیقاً همینجاست! فیلسوفان فقط سر در گریبان خودشان، با این دنیای سوال ها درگیر نمی شوند، بلکه راه می افتند در کوچه و بازار و به هر مناسبتی یقه ی آدم ها را می گیرند و  از آدم ها سوال می کنند و … اینجاست که می گوییم، به هوش باشید،،، سوال هیچ فیلسوفی بی طمع نیست! در واقع، سوال های فلسفه واگیردار هستند!!
در این کارگاه، می خواهیم بپرسیم، واقعاً فلسفه چیست؟ این سوال ها از کجا می آیند؟ با این سوال ها باید چکار کرد؟ زندگی فیلسوفانه چه ویژگی هایی دارد؟ فیلسوف ها چه سوالهایی می پرسند؟ چرا می پرسند؟ چطور به این سوال ها می رسند؟ قرار است با این سوال ها، چه کار کنند؟
آیا کسی هست که جرأت داشته باشد در این کارگاه شرکت کند؟!


نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۰ دیدگاه ثبت شده است.