ثبت نام روزهای علوم انسانی – 16 بهمن 1402

30 بهمن 1402
|

آقای راحمی از آن دسته افرادیست که رد پایش را زیاد اینور و آنور میبینیم! او فیزیک، معماری، فلسفه علم را در دانشگاه اموخته و در علوم سیاسی، اجتماعی، ادبیات و حتی گرافیک سر رشته دارد. اما اگر از او بخواهیم مهم ترین کار زندگی اش را بگوید، احتمالا درباره تربیت سخن خواهد گفت. تربیت دختران آن مسئله و دغدغه ای‌ست که منجر به تاسیس و راه اندازی مجموعه تخصصی آموزش علوم انسانی فائزون در سال 1390 شد. نکته اصلی ماجرا آنجاست که راه اندازی مقطع دبیرستان، تازه شروع ماجرا بود و مقاطع پیش دبستان، دبستان و راهنمایی یکی پس  از دیگری در سالهای بعد شروع به کار کردند. فکر میکنید این تمام ماجراست؟ سخت در اشتباهید.

در این کارگاه می‌خواهیم از آقای راحمی درباره این مسیر بشنویم و از ادامه آن با خبر شویم!

از آن‌هایی‎ست که حتما علوم انسانی خواندن را انتخاب کرده است.
در یکی از مدارس متمرکز همین رشته رفته و “فرهنگی” شده، و به وقت انتخاب رشته دانشگاهی، روان‌شناسی علامه را برگزیده،؛ تا همینجا هم شکل و شمایل آدم موفق را به خود گرفته است.
ولی ماجرا از جایی شروع شده که تصمیم گرفته بتمن باشد!
بله، او بتمن است.
ولی این حتما یک راز است؛
چون او را با نام دکتر مجتبی علیزاده، به رسمیت می‌شناسند.
دکترای مدیریت رسانه از دانشگاه تهران،
طراح بزرگترین کمیپن ملی ایران، ایرانِ همدل،
یک جوان دهه هفتادی که چندتایی هم جایزه بهترین شدن با خودش به خانه برده است.
یکباری هم برای یکی از بهترنی دانشگاه‌های دنیا اقدام کرده و پذیرش گرفته و انتخاب کرده، نرود. دلیل این انتخابش حتما شنیدنیست.
اما مهم‌ترین دلیلش این است: آنجا بتمن دارد، من بابد بتمن خاورمیانه بمانم!

بعضی آدم‌ها اهل عملند. رؤیا بافتن را خوب بلدند اما در رؤیا ساختن هم همان قدر خوبند. وسط سختی‌ها و بالا و پایین‌های روزگار، بلدند نگاهشان را به افقی دورتر بدوزند و چشم از هدفشان برندارند.
نفیسه مرشدزاده با کوله‌باری از تجربه در معلمی، نویسندگی و روزنامه‌نگاری‌به حوزهٔ نشر آمد و انتشارات خودش را تأسیس کرد و در کار نشر خوب از همهٔ تجربه‌های پیشینش توشه برگرفت. نشر اطراف در دشوارترین فصل نشر و کتاب -زمانی که تأسیس یک نشر مثل یک عمل انتحاری بود- متولد شد اما خیلی زود توانست هویت مستقل خودش را تثبیت کند و خوانندگان و دنبال‌کنندگانی پیگیر بیابد.
در کارگاه این هفته می‌خواهیم پای حرف‌های او بنشینیم تا برایمان بگوید برای پر کردن کدام خلاء به عرصهٔ نشر پا گذاشته و در این راه چه سختی‌هایی از سر گذرانده است و چه آینده‌ای پیش روی خودش می‌بیند؟
دست‌پر بیایید. با سؤال‌هایتان از پشت پردهٔ تولد یک کتاب و تداوم حیات یک نشر.


علی حیاتی، بنظر میرسد هر آن چیزی که از یک هنرمند انتظار داریم را یک جا دارد! او دانش آموخته هنر از دانشگاه هنر میباشد و به حرفه گرافیک (طراحی پوستر، تبلیغات شهری، تصویر سازی و ….) مشغول است. اما آنچه که او را از دیگر گرافیست (!) ها متمایز کرده و ما را برای شنیدن حرفهایش وسوسه می‌کند. مهارت بالای او در هنر نیست.

بعید است هیئتی باشید و حداقل برای یک بار هم که شده اسم «هیئت هنر» به گوشتان نخورده باشد. هیئتی که همانطور که از نامش پیداست مربوط به دانشجویان دانشگاه هنر تهران است. این هیئت که جرقه آن به همت جناب آقای علی حیاتی در سال 84 زده شد، سعی کرده هنر را به اندیشه پیوند بزند. در این سالها کارگروه های مختلفی از رشته های هنری ذیل هیئت هنر تشکیل شده اند که افراد زیادی از هنرمندان را جمع کرده اند و رویا های بزرگی در سر دارند.

فعالیت های علی حیاتی به این هم محدود نمیشود. او موسس استودیو سه در چهار است که هنرمندان عرصه گرافیک، تصویر سازی، موشن گرافی و تدوین و … را دور هم جمع کرده است . آنها مهارت و هنری که دارند را برای هدف و آرمانی که دارند، خرج میکنند.

شاید برای ما علوم انسانی خوان ها همین جنبه زندگی ایشان حائز اهمیت است. اینکه چگونه میتوان هنر را با اندیشه و مفاهیم انسانی پیوند داد؟

در این کارگاه چم و خم این مسیر را از زبان ایشان میشنویم.

*اینجا شبیه مکان های معمولی نیست!*
اسمش را گذاشته اند مجمع مدارس دانشجویی قرآن و اهل بیت.
اگر به اینجا بروید، آدم های متفاوتی را خواهید دید…کسانی که شبانه روزی به تحقیق و پژوهش و کار عملیاتی مشغول اند.
افرادی که قرآن را فقط برای حفظ کردن یا قرائت نمیخوانند، بلکه دغدغه آنها، استفاده از قرآن در همه عرصه های زندگی است.
استاد کاظم رجبعلی یکی از آن افراد هستند.
ایشان عضو هیئت موسس و مسئول مدرسه حمد(هنر و ادبیات و رسانه) این مجموعه هستند و به صورت تخصصی روی ادبیات و رمان کار کرده اند تا از این طریق بتوانند قرآن را به اهل هنر و رسانه آموزش بدهند. ایشان تا کنون ۱۵ جلد کتاب تالیف کرده اند.
در این کارگاه، داستان تاسیس و گسترش این مجموعه و تجربیاتشان را برایتان خواهند گفت.
شنیدن این روایت را از دست ندهید.😉


نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۰ دیدگاه ثبت شده است.