ثبت نام روزهای علوم انسانی – 30 مهر 1403

جزئیات رویداد:

آیا تا به حال این رو شنیدید که زمین روی شاخ گاو قرار داره؟! و این گاو روی یک ماهی قرار گرفته! آیا تا حالا اسم بطلمیوس رو شنیدی؟
علوم و فنون هر عصر که نشان‌دهنده میزان پیگیری و عمق فکری مردمان اون زمانه، در بدنه ادبیات‌ نیز تاثیر گذاشته. در ادبیات فارسی نیز در کنار سایر دانش‌ها، دانش نجوم قدیم (نظریه بطلمیوسی) در جای‌جای متون نظم و نثر حضور داشته و در انتقال مفاهیم و اغراض، کمک‌کننده شاعران و نویسندگان بوده است.در این کارگاه می‌خواهیم از نجوم و ستارگان در ادبیات فارسی بگوییم و با هم نظریه بطلمیوسی و تاثیر آن بر ادبیات فارسی و چند شعر مرتبط با این موضوع رو بررسی کنیم.

دیدن فیلم و سریال احتمالا از اون تفریحات و سرگرمی‌هاییه که خیلی‌هامون بهش علاقه داریم. یه موقع هست فیلم رو می‌بینیم تا فقط ازش لذت ببریم! یه موقع‌هایی هم قراره بعد از دیدنش دربارش شروع به بحث و گفت‌و‌گو کنیم. حالا تو این کارگاه قراره ببینیم که برای نقد فیلم و گفت‌و‌گو دربارش باید از کجا شروع کنیم؟ و چه‌طور فیلم رو ببینیم!
یه‌جورایی قراره تو این کارگاه کنار اون لذتی که فیلم دیدن داره، تحلیل کردن رو هم یادبگیریم.

ایران در دورۀ پهلوی، یکی از عرصه‌های جدی جنگ سرد و عرصۀ تقابل دو بلوک غرب و شرق بود. حکومت پهلوی در دهه‌های 1340 و 1350 هرچند می‌کوشید از تنش‌های خود با شوروی بکاهد، اما عملاً به مثابه متحد آمریکا و بلوک غرب فعالیت می‌کرد و سازمان اطلاعات خارجی ساواک همچون بازوی محلی سیا علیه فعالیت‌های نظامی و اطلاعاتی شوروی بود.
با پیروزی انقلاب اسلامی، وضعیت سیاسی ایران دچار تغییرات بنیادینی شد: از یک سو، آمریکا می‌کوشید امکانات سابق خود که را از مقامات حکومت جدید بازپس‌گیرد و از سوی دیگر، شوروی فرصت جدیدی پیدا کرد تا با هدایت کردن سیاست ضدامپریالیستی انقلابیون ایرانی، حکومت جمهوری اسلامی را به سوی خود بلوک شرق جلب کند. نظام نوپدید ایران طی دو ضربه، به فعالیت بلوک غرب و شرق در ایران پایان داد؛ اولی را از طریق تسخیر سفارت آمریکا در سال 1358 و دیگری از طریق ضربه به حزب توده و انحلال آن در سال 1362.
در این کارگاه، نگاه دقیق‌تری به مناسبات ایران و آمریکا از پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان ماجرای تسخیر سفارت خواهیم داشت. این مناسبات در قالب روابط دوجانبۀ ایزوله و عایق از نظم جهان نیست، بلکه در قالب فضای جنگ سرد جهانی معنا پیدا می‌کند.

کشور امارات متحده عربی در سال 1971 به‌طور رسمی تاسیس شد، یعنی برای آن مرزهای جغرافیایی و سیاسی مشخص تنظیم و نام و پرچم آن در سازمان ملل ثبت شد. این کشور از ابتدای تاسیس، شروع به افتتاح موزه کرد. موزه برای او ابزار مناسبی است تا هویت خود را پردازش کند. درواقع این نیاز کشور بود تا دست به چنین کاری بزند. اما کارکرد موزه چیست و چگونه می‌تواند به پردازش هویت یک کشور کمک کند؟ سوال مهم‌تر این است که چرا کشورها نیاز به پردازش هویت خود دارند؟
در این کارگاه سعی می‌کنیم ضمن پاسخ به پرسش‌های بالا، سَری هم به مباحث میان‌رشته‌ای و رشته‌های «مطالعات» بزنیم.

می‌خواهیم در این کارگاه تک‌جلسه‌ای دربارۀ مسئلۀ مهم، اما عمدتاً نادرست‌فهم‌شدۀ روان‌سنجی صحبت کنیم. منظور از «روان‌سنجی» بخشی از رشتۀ روان‌شناسی است که می‌کوشد ویژگی‌های روان‌شناختی‌ای را که مستقیماً قابل مشاهده نیستند، به‌شکلی عینی و بی‌طرفانه مطالعه کند. مشخصاً این فرایند تبدیل برخی ویژگی‌های روان‌شناختی -که سنتاً آن‌ها را ویژگی‌های شخصی و چه‌بسا انتقال‌ناپذیر می‌دانیم- به برون‌دادهایی که برای همگان قابل فهم باشد، برای بسیاری از این جهت پرسش‌برانگیز خواهد بود که اساساً آیا چنین چیزی ممکن است و اگر آری، تا چه میزان. بر اساس درک اهمیت و ظرافت همین پرسش، می‌خواهیم دربارۀ این موارد صحبت کنیم که:
– روان‌شناسان بر مبنای چه منطقی پذیرفته‌اند که می‌توان ویژگی‌های روان‌شناسی را به این شکل خاص سنجید -یا به بیان دقیق‌تر «کمّی‌سازی» کرد.
– در عمل نحوۀ به‌کارگیری این روش چگونه است؟ به بیان سرراست‌تر، روان‌شناسان چگونه یک آزمون روان‌شناختی را می‌سازند؟
– آیا همۀ ویژگی‌های روان‌شناختی را می‌توان بر اساس چنین منطقی سنجید؟ به بیان دقیق‌تر، این روش چه امکانات و چه محدودیت‌هایی را برای ما فراهم می‌کند؟
من تصور می‌کنم که بهترین رویکرد برای پاسخ به این سؤال، بررسی آن از منظری تاریخی است. لذا سعی خواهم کرد رویکردی تاریخی را وارد فضای گفت‌وگویمان کنم و لذا احتمالاً مروری هرچند کوتاه بر تاریخ این علم خواهیم داشت.
چه ضرورتی دارد که دربارۀ این موضوع صحبت کنیم؟
پُرواضح است که این «ویژگی‌های روان‌شناختی» مورد مطالعۀ متخصصین حوزۀ روان‌سنجی می‌تواند گسترۀ وسیعی از موضوعات روان‌شناسی را دربرگیرد. لذا امروزه روان‌سنجی در تقریباً تمام حوزه‌های رشتۀ روان‌شناسی (هوش، اختلالات روانی، ویژگی‌های شخصیتی، دستاوردهای تحصیلی و غیره) کاربرد دارد و به نوعی پایه‌واساس رشتۀ روان‌شناسی در مقام یک علم دانشگاهی را تشکیل می‌دهد. از سوی دیگر، فهم رایج از این فرایند عمدتاً بیش‌ازحد ساده‌انگارانه است و این امر، سبب شده تا برخی قضاوت‌های نادرستی از توان این روش داشته باشند؛ به طوری که برخی بر این گمان‌اند یک آزمون روان‌شناختی می‌تواند گویای همه‌چیز باشد و گروهی دیگر دست به ساخت “آزمون‌هایی” می‌زنند که حداقل از منظری علمی بی‌پایه‌اند. لذا هدف اصلی ما رسیدن به فهمی بهتر از منطق فرایند سنجش عددی روان است تا هم محدودیت و هم امکانات این روش را درک کنیم و در نهایت، به قضاوت سنجیده‌تری از رشتۀ آکادمیک روان‌شناسی برسیم.
از چه منابعی قرار است کمک بگیریم؟
منابع اصلی گفت‌وگوی ما، بخش‌هایی از این دو کتاب خواهد بود:
Borsboom, D. (2005). Measuring the mind: Conceptual Issues in Contemporary Psychometrics. Cambridge University Press.
Little, T. D. (Ed.). (2013). The Oxford Handbook of Quantitative Methods (Vols. 1–2). Oxford University press

سلام

حتما تا به حال درباره ویژه برنامه “بنابراین”  شنیده‌اید و پوستر‌های آن را بر روی دیوارهای مدرسه دیده‌اید. هدف از برگزاری این مجموعه نشست بررسی چگونگی کنشگری زنان در جامعه و رسانه‌سازی آن‌ها در بزنگاه‌های مختلف است. در نشست اول میزبان جناب آقای مجتبی عرب بودیم. این کارگاه ، نشست دوم این برنامه است که با همکاری روزهای علوم انسانی برگزار می‌شود،‌ در این نشست می‌خواهیم با سرعت بیشتری کف میدان جامعه بیاییم و ببینیم فضای کشنگری زنان در جامعه چگونه است؟

در پدیده‌ها، جنبش‌ها، انقلاب‌ها‌، جنگ‌ها و دیگر فرایندهایی اجتماعی چه کسی پیشبرنده ماجرا است؟ چه کسی به جامعه گفتمان می‌دهد و فضا خلق می‌کند؟ و اگر پاسخ به این سوالات زنان است، چه ویژگی ای در زنان باعث رقم خوردن مجموع این اتفاقات می‌شود؟

در نشست دوم به دنبال پاسخ این سوالات می‌گردیم! مشتاق و منتظر دیدارتان هستیم!


تاریخ برگزاری رویداد:
دوشنبه 30 مهر 1403
ساعت دقیق برگزاری:
14:10 الی 15:30
ارائه دهنده رویداد:
روزهای علوم انسانی
محل برگزاری: