ثبت نام بسته دوم کارگاه های مطالعات بنیادی – تابستان 1403

30 شهریور 1403
|


ایام انتخابات که نزدیک می شود بحث های بین المللی هم داغ می شود و رقیبان سیاسی تلاش می‌کنند خودشان را قوی تر و محق نشان دهند. در چند دوره اخیر و مناظرات زیاد شنیده می‌شد که «شما زبان دنیا را بلد نیستید…» «دنیای فردا دنیای گفتگو است…» «مذاکره با کد خدا معنا ندارد…» «ما نباید خودمان را منزوی کنیم…»، «ایران باید روابط با دیگران را افزایش دهد… »،«ما باید از تعامل با غرب به سمت شرق برویم…»،
شعار نه شرقی نه غربی به معنای انزوا و عدم رابطه است…. و … معنای این شعار «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی» چه بوده و چرا از ابتدای انقلاب این حرف زده شد؟ آیا این شعار با صدور انقلاب و روابط بین المللی در تضاد نبود؟
این سوالات و نکات موضوعاتی هستند که باید در کنار مجموعه ای از عوامل مورد بحث قرار بگیرند مثال‌ها و تجربه هایی از اتفاقات قبل و بعد از انقلاب داخل و خارج ایران منطقه ای و بین المللی مطرح شوند و بر اساس آنها به جواب این سوالات برسیم.
در این دوره نه تنها درباره سیاست خارجی صحبت می‌کنیم، بلکه سیاست خارجی و ارتباطات بین المللی را در یک بازی عملی تجربه خواهیم کرد. در این فرصت تجربه می‌کنید که چرا و چگونه باید با کشورهای دیگر ارتباط داشته باشید و این روابط را چگونه و بر چه اساسی تنظیم کنید. چه عواملی در اختیار شماست و چه اموری از اختیار شما خارج است. چگونه مذاکره کنید چگونه امتیاز دهید و چگونه امتیاز بگیرید…

احتمالا فکرش را هم نمی‌کنید که یک پاندول ناقابل ساعت، بتواند وسیله ارتباطی‌ای باشد بین ما و نقاشی‌های دیواری اجداد غارنشینمان در سال های بسیار دور. و شاید هم، اجدادمان آن روز ها که در غارها مشغول ثبت آثار شکارشان بر در و دیوار خانه های سنگی‌شان بوده‌اند… هیچ نمی‌دانستند که همین یک فعالیت به ظاهر ساده‌شان اولین گام شکل گیری اینترنت و توسعه ابزارهای الکترونیکی، همین لپ و تاب و موبایلی که در دستمان است شود.  و خب. شاید فراتر از آن،  عامل شکل گیری نوع جدیدی از انسان شود در طی تاریخ. انسانی نو. با ابزاری نو. و با رفتار و کنشی نو! هیچ فکرش را میکردید که طی چندهزار سال تاریخ زیست بشر بر کره زمین، نوع ما، همین 7 -8 میلیاردی که داریم دورهم زندگی می‌کنیم بی مثل و مانند باشد؟  
حال به نظر شما اگر عامل این تغییر را توسعه چیزی به اسم فضای مجازی در نظر بگیریم، این تغییر چه ابعاد و ساختاری دارد و تهش قرار است به کجا ختم شود؟
ماجرای کارگاه ما ساده است. قرار است طی چهار جلسه پرنشاط در کنار یکدیگر کندوکاو کنیم و ببینیم که از منظر جامعه شناسی تکنولوژی و فضای مجازی، زیست بشر معاصر با پیشینیان خود چه تفاوت هایی کرده است و اثرش در حوزه های مختلف زندگی ما چیست؟ همچنین قرار است در نتیجه آخر باهم به این نتیجه برسیم که چه ربطی بین پاندول ساعت و نقاشی های انتهای غار اجداد ما، وجود دارد؟!
منتظرتان هستم!

آیا متون فارسی صرفا هنری زبانی اند؟ مگر جز این است که شاعران خزیده در خود و بی‌خبر از اجتماع بودند؟ شناخت شعر شاعرانی که در دربار شاهان جز دریافت صله دغدغه دیگری نداشتند چه ضرورتی دارد؟ مگر زمان زیادی از تاریخ انقضای اشعار کهن فارسی نگذشته‌است؟ کاربرد اشعار فارسی جز برای شناخت لغات و معنی آنها چیست؟
متون ادبی را می‌توان به عنوان گونه‌ای اسناد تاریخی به‌حساب آورد و از دل آنها مطالعات بینارشته‌ای با موضوعاتی چند را بررسید، و گاه این متون برای این دست مطالعات یکی از منابع مهم و منحصر به فرد است. از آنجا که ادبیات و دیگر دانش‌ها هرکدام خود پیکره‌ای گسترده‌اند، در اینجا چند مبحث را به اختصار می‌خوانیم:


1.ادبیات و هنر: پیوند هنر کتاب‌آرایی و در پی آن تذهیب و تشعیر و جلدسازی و غیره با ادبیات‌فارسی پیوندی ژرف است و برجسته‌ترین آثار درین زمینه را در نسخه‌های بوستان و گلستان و شاهنامه و خمسه نظامی و…می‌یابیم. ازین هنر و بازتابش بر ادبیات خواهیم گفت.


2.ادبیات و زبان‌شناسی: زبان‌شناسی در قیاس با ادبیات دانشی کم‌سن‌تر است اما با تکیه بر متون ادبی است که می‌توان مطالعاتی چون معناشناسی، زبان‌شناسی تاریخی و… را انجام داد.


3.ادبیات و پژوهش‌های اجتماعی: شناخت ادبیات معاصر از منظر نقطه عطف تغییر زمینه‌های فردی به اجتماعی آثار ادبی و جریان‌شناسی فکری دوران معاصر برپایه آثار ادبی  را با هم بیشتر می‌خوانیم.


4.ادبیات و پژوهش‌های مردم‌شناسی: یکی از منابع مطالعاتی ارزشمند برای شناخت آداب و رسوم و اعتقادات و باورها و به طور کلی فرهنگ گذشتگان، متون ادبی اند و به طور اختصار به متون سبک هندی برای شناخت این موضوع می‌پردازیم. با هم ازین چهار مبحث بیشتر خواهیم گفت.


از سپیده‌دمِ تاریخ تا همین حالا، بحث‌ها و جنگ‌ها و کشمکش‌های زیادی درگرفته اما همه می‌دانند که قدیمی‌ترین و جدی‌ترین دعواها بر سر یک جمله بود: «خدا وجود دارد.» خداباورها صف می‌کشیدند تا استدلال کنند که خدا وجود دارد و از آن‌سو، خداناباورها خودشان را به آب و آتش می‌زدند تا استدلالی بیاورند که صدق این جمله را زیر سوال ببرد.
وقتی عمر این استدلال‌ها به اندازه‌ی تاریخ است، پس ناگفته معلوم است که آشنا شدن با جزییات همه‌ی این استدلال‌ها هم به دو، سه جلسه قد نمی‌دهد. آدم‌های زیادی هستند که عمرشان را گذاشته‌اند تا این بحث‌ها را جزءبه‌جزء دنبال کنند و ریزه‌کاری‌هایشان را بکاوند. آن‌ها بحث‌هایشان را در فلسفه‌ی دین، کلام و الاهیات، معرفت‌شناسی دین و رشته‌هایی شبیه این‌ها سروسامان داده‌اند. با این حال، می‌توانیم به جای آن‌که وارد معرکه شویم، روی یک تپه بایستیم و از بالای آن، نزاع‌های فکری دو طرف را ببینیم و بفهمیم که دقیقا دعوا بر سر چیست و هر کدام چه‌طور تلاش می‌کنند که ادعایشان را به پیش ببرند.
در این دوره، اول درباره‌ی «استدلال» صحبت می‌کنیم و توضیح می‌دهیم که از نظر منطق، «استدلال» یعنی چه و چه دسته‌بندی‌هایی دارد. پس از آن به سراغ استدلال‌های خداباوران می‌رویم؛ یعنی استدلال‌هایی که نهایتا می‌خواهند قانع‌مان کنند که خدا وجود دارد. نشان خواهیم داد که همه‌ی این استدلال‌ها را می‌توانیم در چند دسته‌ی کلی طبقه‌بندی کنیم. هر یک از این دسته‌ها ویژگی‌هایی دارند که باعث شده فقط یک عده‌ی خاص به‌ سراغ‌شان بروند. مثلا فلاسفه به سراغ یک دسته از آن رفته‌اند و منطق‌دان‌ها و ریاضی‌دان‌ها به سراغ یک دسته‌ی دیگر و دانشمندان زیست‌شناسی به سراغ یک‌ دسته‌ی دیگر. اما کارمان این‌جا تمام نمی‌شود. ما به سراغ اصلی‌ترین استدلال خداناباوران هم می‌رویم. آن استدلال و خوانش‌های مختلف از آن را بیان می‌کنیم و با هم‌دیگر به نقد و بررسی‌ همه‌ی این استدلال‌ها می‌پردازیم.
در این دوره قرار نیست نهایتا اثبات کنیم که خدا وجود دارد یا نه؛ بلکه می‌خواهیم یک تصویر درست از بحث‌ها و اختلاف‌نظرها داشته باشیم تا بعدتر بتوانیم با دقت و حوصله‌ی بیش‌تر به ریزه‌کاری‌های استدلال‌ها بپردازیم. با این اوصاف، این دوره قرار است مهم‌ترین و پرقصه‌ترین ماجرای تاریخ را خلاصه کند و نشان‌مان دهد.

حقوق؛ ما خیلی درباره این واژه شنیده ایم و هر کداممان یک تصوری از آن داریم. یکی با شنیدن آن می‌رود به فضای دادگاه و شروع میکند به دفاع از موکلش، ذهن دیگری میرود در یکی از کلاس‌های حقوق مدنی استاد کاتوزیان می نشیند و گوش جان بدان می سپرد، آن یکی می‌رود به جلسات سازمان ملل متحد و شروع می‌کند به همفکری درباره یک کنوانسیون مشترک، فرد دیگری در اتاق ملاقات با یک زندانی، بغضش می‌ترکد و …
این بار می‌خواهیم با هم، یک تصور متقاوت از حقوق برای خود بسازیم. این دفعه قرار است برویم بیل تفکر را بیاوریم و شروع به حفاری زمین علم کنیم. انقدر پایین برویم تا به ریشه درخت حقوق برسیم! قرار است به نظریه‌های کلی درباره حقوق، قطع نظر از شاخه خاصی از آن، بپردازیم. مواردی از قبیل اینکه اصلا خود حقوق و قواعد حقوقی به چه معناست؟ چه تفاوتی با دیگر قواعد مانند قواعد اخلاقی، مذهبی و … دارد؟ مکاتب حقوقی اصلی کدامند و حرف هر کدام چیست؟ «حق» دقیقا یعنی چه؟ غایات حقوقی چه چیزهایی هستند؟ منشا حقوق کجاست؟ معرفت شناسی حقوقی به چه صورت است؟ و ده ها سوالات بنیادی دیگری که «فلسفه حقوق» عهده دار پاسخ به آنهاست.
اگر تا به حالا از این جنس سوالات از ذهنتان عبور کرده و دغدغه پاسخ آنها را داشته اید، این کارگاه مخصوص خود خود شماست!

حکمرانی،‌ پدیده ی پیچیده ای است. هر کس سعی کند یک پدیده ی پیچیده را با ابزارهای ساده تحلیل کند، به کج‌راهه خواهد رفت. مهمترین چالش در فهم درست مولفه های حکمرانی،‌ نسبتِ تو در توی پدیده ها با هم است. مسئله های واقعی،‌ در هم تنیده هستند. نمی توان به مسائل خطی و یک سویه و مستقل نگاه کرد.
مثلا، ممکن است برای مسئله ی الف، وقتی به صورت مستقل به آن نگاه می کنیم، به یک راه حل مشخص و دقیق برسیم و فکر کنیم از طریق همین راه حل، می توانیم از چالش موجود عبور کنیم. در مورد مسئله ی ب هم،‌ همینطور. ولی وقتی الف و ب،‌ باهم در واقعیت رخ می دهند،‌ راه حل نهایی حتماً‌ جمع جبری راه حل اول و راه حل دوم نیست!! شما به یک راه حل سوم با مختصات و ترکیب کاملاً‌ متفاوتی نیاز خواهید داشت.
حالا، تصور کنید همزمان،‌ مسئله ی ج هم به این ترکیب اضافه شود. هر کدام از مسائل هم، ترتیب و تأخر متفاوتی داشته باشند و ضمناً‌ میزان اهمیت هر کدام هم برای بخشی از مخاطبین با مخاطبین دیگر متفاوت باشد!! یعنی برای بخشی از مخاطبین شما، حل مسئله ی الف مهمتر است و برای بخشی دیگر،‌ حل مسئله ی ج! و … هر چقدر تصور کنید می شود این معادله را پیچیده تر کرد!
صحنه ی حکمرانی، مثل میز شطرنج است،‌ نه صفحه ی منچ!
نه می شود تاس انداخت و با احتمالات بازی کرد و نه یک مسیر مشخص با مهره های مشخص و محدوده های از پیش تعیین شده برای عمل بازیگران حاضر در صحنه مشخص شده است. از طرف دیگر،‌ واقعیت یک پدیده ی رها و نامقید و باری به هر جهت هم نیست!! قاعده ها و آداب و رسوم مشخصی دارد که باید به قواعد آن احترام گذاشت.
برای فهم مسائل جاری در حکمرانی،‌ باید شطرنج بلد باشید. اگر منچ بازها  بخواهند حرکت مهره ها در صفحه ی شطرنج را تحلیل کنید،‌ دچار خطای در تحلیل خواهند شد.
در این کارگاه، می خواهیم با چند مثال ملموس و قابل فهم،‌ نشان بدهیم که حکمرانی چقدر کار پیچیده ای است و برای فهم آن به عنوان یک فعال علوم انسانی،‌ به چه ابزارهایی نیاز خواهیم داشت.
نکته ی 1 : حضور در این کارگاه بیشتر برای دانش آموزان پایه ی دهم توصیه می شود.
نکته ی 2 : دانش آموزانی که در سال گذشته کارگاه «غول ها پشتک وارو نمی زنند» شرکت کرده بودند،‌ در این کارگاه ثبت نام نکنند
 

ثبت نام روزهای علوم انسانی – 9 مهر 403

نام و نام خانوادگی(ضروری)

نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۰ دیدگاه ثبت شده است.