ثبت نام روزهای علوم انسانی – 10 اردیبهشت 1403

28 شهریور 1403
|

(مرور‌نویسی چیست و چگونه به دست می آید؟)

لابد برای شما هم پیش آمده کتابی بخوانید و آنقدر در دل‌تان جا باز کند که دوست داشته باشید کتاب را بگذارید توی دست تمام آدم‌های محبوبتان و مجبورشان کنید هر کاری دارند رها کنند و کتاب محبوب شما را بخوانند.
احتمالا این نیاز انقدر در آدم‌های کتابخوان زیاد شده که برایش یک مهارت اختراع کرده اند: مهارت مرور کتاب‌نویسی. در صفحات معرفی کتاب نشریه‌ها و روزنامه‌ها و شبکه‌های اجتماعی کتابخوانان مثل «گودریدز» و «بهخوان» هر روز مرور کتاب‌های مختلفی نوشته و منتشر می‌شود که به کتاب‌خوان‌ها کمک می‌کند کتاب‌های خوب را بشناسند یا درباره انتخاب یک کتاب از بین گزینه‌های موجود تصمیم بهتری بگیرند.
اگر خودتان را یک کتابخوان جدی می‌بینید و دوست دارید کتاب‌های خوب و بدی که می‌خوانید را به شیوه‌ای حرفه‌ای به دیگران معرفی کنید و در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی کتابخوان‌ها جایگاه مورد توجهی پیدا کنید و حتی از این راه حق التالیف اندکی به دست بیاورید که می شود با آن یک بسته چیپس مزمز و یک کتاب لاغر خرید، این دوشنبه را با خانم توکلی و خانم فراهانی همراه شوید. 😁
توجه: لطفاً یکی از کتاب‌هایتان را که دوست دارید با نوشتن یک مرور ترویج، تبلیغ و جاودانه‌اش کنید با خودتان بیاورید!

این روزها سرعت اتفاقات در دنیا به صدم ثانیه رسیده است. یکی از مفاهیمی که به تازگی در ایران بیشتر از قبل شنیده می‌شود مفهوم دفاع مشروع است. البته نه آن دفاع مشروع حقوق کیفری داخلی خودمان که مثلا با شرایطی میتوانی در برابر یک مجرمی مانند دزد، قاتل یا مهاجم از خود دفاع کنی. نه! آن دفاع مشروع حقوق بین الملل را می‌گوییم که استثنایی است بر قاعده منع توسل به زور. شما هم قطعا این را این روزها زیاد شنیده اید. مثلا در اخبارها گفته اند که ایران یکی از مهمترین اقدامات موشکی و پهپادی خود را به آن منسوب کرده است.
در این کارگاه میخواهیم در این باره صحبت کنیم که این دفاع مشروع دقیقا یعنی چه؟ شرایط و ارکان آن به چه شکل است؟ آيا هر کی از راه رسید و دلش خواست کاری کند، می‌تواند اقدامش را با دفاع مشروع توجیه کند؟ اصلا این ماده ۵۱ منشور ملل متحد منظورش چیست و چرا آمده است؟ کشورها در عمل چگونه به آن استناد می‌کنند و سازمان های بین المللی در چه شرایطی آن را میپذیرند؟ و در نهایت اینکه آیا اقدام اخیر ایران ذیل این ماده توجیه می‌شود؟ اثر سیاسی و حقوقی این اقدام در خاورمیانه به چه شکل خواهد بود؟

با خیال راحت در بانک حساب باز می‌کنید و پس اندازتان را به آن واریز می‌کنید. در اینستاگرام از لباسی خوشتان می‌آید و بدون آن که رنگ و جنسش را از نزدیک ببینید آن را خریداری می‌کنید. مبدا و مقصدتان را در اپلیکیشن اسنپ ثبت می‌کنید و سوار ماشین سریع ترین راننده‌ایی می‌شوید که درخواستتان را قبول کند. یک یا چند دوست صمیمی دارید که مسائل شخصی زندگی‌تان را با آن‌ها در میان می‌گذارید تا به شما در حل معضلات مشورت بدهند. و… تا به حال به این موقعیت‌ها دقیق شده‌ایید؟ چه چیزی باعث می‌شود که ما بدون ذره‌ایی نگرانی تمام این کارها را انجام بدهیم؟ شاید هم شما از آن دست از آدم‌هایی باشید که در انجام اغلب کارهای روزمره اضطراب دارید و فکر و خیال شما را رها نمی‌کند. 

چیزی که باعث می‌شود افراد با اطمینان این قبیل کارها را انجام دهند و نبودش در تک تک انسان‌ها احساس ترس و اضطراب ایجاد می‌کند را جامعه شناسان “اعتماد اجتماعی” می‌نامند‌. اعتماد همزمان امری به شدت فردی است، یعنی در ذهن من و شما شكل می گیرد، اما در عین حال امری به شدت اجتماعی هم هست كه ناشی از تجربه تعامل من با دیگران است. 

در این کلاس قرار است با هم در خصوص اهمیت اعتماد اجتماعی در سطح خرد و کلان صحبت کنیم و بررسی کنیم نبود و یا خدشه دار شدن آن چه پیامدهایی را در زندگی فردی و اجتماعی ما رقم می‌زند؟

زیست مجازی تغییرات بسیار عمیقی را در سبک زندگی ما انسان‌ها ایجاد کرده است اما شاید یکی از عجیب‌ترین این تاثیرات، تغییر در شیوه ابراز خشم ما باشد. به طوری که موجب شده بی‌پروایی در ابراز خشم مجازی به دنیای واقعی هم راه پیدا کند.
در این جلسه از کارگاه با تماشای این  قسمت از مستند ضد به بررسی مساله‌ی ابراز خشم در شبکه‌های اجتماعی دیجیتال و تاثیر این شبکه‌های در تغییر نوع و میزان ابراز خشم در افراد می‌پردازیم.

همه ما در شبانه روز حالت‌های روانی مختلفی را تجربه می‌کنیم مانند غم، شادی، ترس، عصبانیت و شرم. در بسیاری از مواقع این حالات آنچنان بر ما سیطره پیدا می‌کنند که تبدیل به خلق و خویِ ما می‌شوند مانند افسردگی و اضطراب. در بیشتر مواقع ما زمانی متوجه این حالات خود می‌شویم که از آن‌ها رنج یا لذت ببریم. در این هنگام سعی می‌کنیم که حال خود را تغییر دهیم و حال بدِ خود را خوب کنیم.

اما سوال اساسی اینجاست که ما باید حال چه چیزی را تغییر دهیم؟ در واقع سوال این است که چه چیزی در حال رنج کشیدن است؟ چه چیزی شاد یا غمگین است؟ «روح» ما یا «روان» ما؟! مقصود از روح همان «نفس» است که در ادبیات فلسفه اسلامی از آن یاد می‌شود. اما مقصود از روان چیست؟ آیا روان همان «مغز» و «فرآیندهای مغزی» ما است؟ یا اینکه روان همان «نفس» ما است؟

اگر روان ما همان نفس ما است، پس چگونه داروهای مغز و اعصاب می‌توانند حال ما را به کلّی دگرگون کنند؟ چگونه جای غم و شادی ما با قرصی عوض می‌شود که صرفا باعث افزایش یا کاهش نقل و انتقال عصب‌رسانه‌های سروتونین  و دوپامین در مغز شده است؟

و اما اگر روان همان مغز است چگونه ممکن است مغزِ مادّی و جسمانی واجد تجربه‌های غیرمادی شود؟ چگونه ممکن است مغز واجد آگاهی شود؟ اگر صرفا با انتقال یونی چند عصب‌رسانه، تجربه‌ای به نام «غم و اندوه» یا «شادی» رخ می‌دهد، پس دستگاه‌های کامپیوتری هم باید بتوانند «غمگین» و «خوشحال» شوند.

به راستی «روان» چیست و کجاست؟

در این جلسه در تلاشیم تا به سوالات ذکر شده پاسخ دهیم


نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۰ دیدگاه ثبت شده است.