ثبت نام روزهای علوم انسانی – 30 بهمن 1402

30 بهمن 1402
|

صدای پر سیمرغ: موسیقی ایران در دالان تاریخ (جلسه دوم)

گفته‌اند و راست گفته‌اند: اول کلمه بود، کلمه نزد خدا بود، کلمه خود خدا بود؛ ولی کلمه بدون صدا، چه می‌تواند باشد جز نقشی از مرکب بر کاغذی، و خداوند سبحان از مرکب و کاغذ بی‌نیاز است! پس کلمه صدای خداوند است و صدای خداوند زیباست و پژواک آن در گوش کائنات و هوش آدمی همان موسیقی! و موسیقی ایران به گواه نی‌نامه‌ی مولانا، نسبتی با نوای خداوند دارد و بنابراین به گواه منطق‌الطیر عطار نیشابوری نسبتی با صدای پر سیمرغ! چه خوش است جستجوی زیباترین صداها و نواها و نغمه‌ها در دالان تاریخ ایران‌زمین. از همین رو در این کارگاه بنا داریم در تاریخ موسیقی ایران  به جستجو بپردازیم از دوران باستان تا قاجار و نسبت موسیقی ایران را با اقلیم و فرهنگ مردمانش در خلال تاریخ روشن کنیم. در این کارگاه، همچنین نواهای بازمانده از ایران باستان را خواهیم شنید و به آثار ضبط‌شده‌ی موسیقی بر صفحات دوران قاجار گوش خواهیم سپرد. این کارگاه، هم فال است و هم تماشا، هم سمع است و هم سماع:

ماییم و نوای بی‌نوایی

بسم‌الله اگر حریف مایی

لازم به ذکر است جلسه دوم این کلاس در ادامه جلسه اول خواهد بود و عزیزانی که در جلسه اول حاضر نبوده اند، فایل صوتی آن را از خانم بازیاری دریافت کرده و با مباحث آشنا شوند.

همه ما اسم فیلسوفانی مانند دکارت و کانت را که از چهره های برجسته تاریخ فلسفه بوده اند و نقش مهمی در تحولات فکری و اجتماعی در دنیای جدید داشته اند را شنیده ایم.
اما اطلاعاتمان محدود به یکی دوجمله در کتاب درسی میشود و فراتر از آن نمیرود…
جملۀ معروف دکارت که گفت: می‌اندیشم پس هستم را خیلی شنیده ایم.
شاید برایتان جالب باشد تا بدانید دکارت با همین جمله توانست بنیاد معرفت شناسی در فلسفۀ جدید را عوض کند!
کسی که مقابل دکارت بود و از او انتقاد کرد؛ فیلسوفی به نام کانت است.
کانت معتقد بود که عقل نمی‌تواند جهان را به درستی برای ما توصیف کند، بلکه باید آن را محدود به لوازم تجربه یعنی زمان و مکان نمود تا بتوانیم دانش معتبری داشته باشیم.
اگر دوست دارید از تقابل بین این دو فیلسوف که نقش مهمی در شکل گیری اندیشه ها در تاریخ داشته اند و سرگذشت تاریخ را عوض کرده اند بیش تر بدانید، این کارگاه را از دست ندهید.

اندیشه یک جای مهمی از زندگی انسان ایستاده است.
اینکه تو یک سبک فکری داشته باشی،
یک ایدئولوژی داشته باشی برای انتخاب‌ها،
یک معیاری داشته باشی برای سنجیدن همیشه مهم و مفید است.
حالا توی دنیایی که رسانه‌زده است،
یا خوش انصاف باشیم، توی دنیایی که رسانه حرف اول را در ساخته شدن سبک زندگی و ان یشه‌ای می‌زند، ما نیاز به یک #پیکان داریم که مسیر را به ما نشان دهد،
 یک نور که راه را روشن کند؛
یک ستاره قطبی که مراقب باشد جهت را از دست ندهیم.
در این کارگاه یک مدل زیستن را بررسی می‌کنیم،
زیستن در مسیر جهان‌بینی و ایدئولوژی حالا باید کمی هم چاشنی رسانه‌ای زیستن را هم به آن اضافه کنیم.
و یک جواب داشته باشیم برای اینکه چرا و چطور، این زیست را محقق کنیم.
مجتبی عرب، فارغ‌التحصیل یک رشته مهندسی از دانشگاه شریف است.
بعد انگار در لحظه‌ای چراغ راهنما و ستاره قطبی‌اش را می‌بیند و مسیرش را تغییر نمی‌دهد بلکه شکل و معنا به این بودنش می‌بخشد.
حالا معلم است، استاد است در دانشگاه و حوزه!
رسانه را به مثابه یک زیست می‌فهمد و شاگردانش را هم برای آن آماده می‌کند. شغل و بودنش وابسته به یک نقش نیست بلکه وابسته به یک هدف است، یک اندیشه. مجتبی عرب میهمان این کارگاه است و شما میزبان آن،
با سوال بیایید و حتی با این نگاه:
چرا بایستی زندگی رو اینقدر سخت کرد؟
شاید جوابی برای آن داشته باشد.

امروزه سخن گفتن از مرگ کار بسیار دشوار و آزار دهنده‌ای است. نه فقط به این خاطر که «مرگ چیز کثیفی است.» آنگونه که آدورنو می‌گوید، بلکه به این خاطر که تصور می‌کنیم برای زندگی کردن نیازی به درگیر شدن و اندیشیدن به پایان اجتناب‌ناپذیر و قطعی آن نداریم. از طرفی، خود مرگ نیز با هیبت هولناک عظیم‌ و مبهم‌ش تن به سخن نمی‌دهد. 

اما باید از مرگ سخن گفت، زیرا اگرچه در مکالمات روزمره‌مان حضور و ظهوری پررنگ ندارد و ما پیوسته در حال اجتناب از آن هستیم، اما به شکلی پنهان و در سطح ناخودآگاه‌مان مسئله‌ی آگاهی به مرگ خود و دیگران تعیین کننده‌ی رفتار‌ها و تصمیمات‌مان شده است.اما سوال این است که چگونه می‌شود پدیده‌ای مانند مرگ را به شکلی جامعه‌شناختی بررسی کرد؟ و چگونه حضور و غیبت همزمان مرگ در حکم نیرویی تعیین کننده برای حیات اجتماعی‌مان در نظر گرفته می‌شود؟

این کارگاه تلاشی مختصر، برای نگریستن دوباره به مرگ از دریچه‌ی علوم اجتماعی، خواهد بود. تا در نهایت با آشکارتر شدن فهم‌‌مان از مرگ و تاثیرات آن بر زندگی‌هایمان، بتوانیم بهتر به زندگی اجتماعی و تاریخی‌مان بنگریم.

معمولا وقتی با اخبار حقوقی مواجه می‌شویم، خودمان هم نسبت به آن نظر و عقیده ای پیدا کرده و بعضی از ما، آن نظرات را اظهار می‌کنیم. مثلا وقتی جایی می‌خوانیم که فلانی اعدام شد یا فلانی تبرئه شد، معمولا نظر موافق یا مخالف نسبت به آن پیدا کرده و مثلا زیر پست آن خبر، عقیده خود را اظهار مینماییم. جمع نظر ما و شما و این و آن، می‌شود نظرات مردم.
گاهی این نظرات و گرایشات در تصمیمات و آرای حقوقی و قضایی اثر میگذارد. به خصوص در پرونده هایی که موجب جریحه دار شدن احساسات مردم می‌شود یا موارد مطروحه در مواقع خاص مانند اعتراضات و … یا مسائل خاصی همچون پرونده های امنیتی یا ناموسی و …
پوپولیسم کیفری یا عوام‌گرایی کیفری به معنای مداخلۀ غیر روشمند آراء عمومی در آراء قضایی است و از مسائلی است که تقریبا در تمامی نظام‌های سیاسی وجود دارد.
در این کارگاه تلاش می‌شود با نظر به موارد این مداخله به ویژه در پرونده‌های امنیتی سال‌های اخیر، از طرفی فهمی دقیق از این مفهوم به مثابه یکی از ابزارهای نقادی نظام قضایی حاصل شود و هم صحنۀ منازعۀ طرفین این نقادی تا حد امکان روشن گردد.

ادبیات انگلستان، آدم مهم و مشهور کم ندارد. از شکسپیر و لرد بایرون بگیر تا جین آستین و خواهران برونته و تا همین خانم جی‌. کی. رولینگ همه اهل همین جزیرهٔ پرحاشیه‌اند! این وسط یک نام هست که امکان ندارد به گوشتان آشنا نباشد!
چارلز دیکنز خالق دیوید کاپرفیلد، اولیور تویست و آرزوهای بزرگ است. روایت‌گر فقر و دشواری زندگی تهیدستان در جامعه‌ای که صنعتی شدن داشت می‌بلعیدش و آدم‌ها جز چرخ‌دنده‌ها و پیچ و مهره‌های این ماشین هیولاوار نبودند.
دیکنز شخصیت‌هایی به‌یادماندنی آفریده که خیلی‌هایشان تبدیل به نماد شده‌اند. خانم هاویشام در آرزوهای بزرگ و فاگین در اولیور تویست محال است از خاطر کسی که این کتاب‌ها را خوانده، زدوده شوند.
در کارگاه این هفته میزبان خانم ملیکا خوش‌نژاد هستیم تا ابتدا تصویر بزرگ‌تری از تاریخ ادبیات انگلستان برایمان ترسیم کنند و بعد جای چارلز دیکنز را روی این خط زمان به ما نشان و ویژگی‌های اختصاصی آثارش را برایمان شرح دهند.
امیدواریم حاصل این کارگاه، برانگیخته شدن شوق ما به خواندن آثار این نویسنده باشد و برای آن زرنگ‌ها که قبل از این کتاب‌هایش را خوانده‌اند هم، درک عمیق‌تر و جدیدی از آن‌ها رقم بزند.
منتظرتان هستیم.


نظرات

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

۰ دیدگاه ثبت شده است.