ثبت نام روزهای علوم انسانی – 29 آبان 1402
متن معرفی کارگاه های پیشنهادی این هفته را میتوانید در ادامه مطالعه کنید:
دوشنبه 1402/8/29
ساعت 14:10 الی 15:30
آیا کیپاپری هویت اجتماعی ما را دگرگون میکند؟
ارائه: سرکار خانم متین عزیزی – کارشناسـی ارشـد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، کارشناسی ارشد علوم ارتباطات دانشگاه تهران

احتمالا از هر کیپاپری بپرسیم درحال گشتوگذار اینترنتی و یا صحبت با دوستانش با پاپ کرهای آشنا شده است. این فرآیند از گوش دادن به یک تک آهنگ یا تماشای یک موزیک ویدئو شروع میشود و درصورت مورد پسند واقع شدن میتواند کل پلیلیست شما را دربر بگیرد. اما پرسش اینجاست که چه رخدادهایی باعث شد پاپ کرهای در طی بیست سال در قلب تمامی شبکههای اجتماعی برای خودش جا خوش کند و نوجوانان را درسراسر جهان با خود همراه کند؟ آمارها میگوید ارزش صادرات موسیقی کیپاپ از رقم 13 میلیون دلار در سال 2007 به رقم 756 میلیون دلار در سال 2019 رسیده است.
رشدی تصاعدی و غیر قابل باور که در دیدگاه برخی از پژوهشگران، به مثابه امپراتوری کوچک موسیقی در کنار موسیقی امریکایی در حال رشد و توسعه است. در گفتگوی روز دوشنبه قرار است در مورداین پدیده موسیقیایی تأمل کنیم و به این پرسش پاسخ دهیم، اینکه در جهان اجتماعی که ما در آن زندگی میکنیم، پدیده هواداری فارغ از نوعی ذائقه موسیقیایی فردی میتواند واجد آثاری بر هویت اجتماعی ما باشد؟
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
فلسفه چگونه به ضد فلسفه تبدیل میشود؟
ارائه: فاطمه دلاوری پاریزی – دانشجوی دکترای فلسفه دانشگاه تهران، پژوهشگر فلسفه و برنامه ساز تلویزیون

فلسفه یعنی دوستداشتن دانش. سقراط خود را فیلسوف مینامید چون دنبال و جستجوگر حقیقت بود. برخلاف سوفیستها که خود را دانشمند مینامیدند و علم خود را انتهای جهان.
سقراط در شهر میچرخید، با سیاستمدار و شاعر و ورزشکار حرف میزد و با آنها درباره عمیقترین مفاهیم مرتبط با کارشان سخن میگفت تا جایی که به او خرمگس معرکه میگفتند. سقراط هرگز ادعای رسیدن به حقیقت نداشت. بلکه میگفت: «من داناترین مردمم چون میدانم که هیچ نمیدانم،»
اما دورانی آمد که فلسفه ادعای رسیدن به مطلق داشت. دورانی که فلسفه دیگر کاری در شهر نداشت. گویی فلسفه به چیزی غیر از خودش تبدیل شده است؟ چه بلایی سر فلسفه آمده است؟ چرا فلسفه دیگر در شهر کاربردی ندارد؟
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
شورا های خیلی عالی
ارائه: علی کاویانی – دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی

افرادی را که اخبار حقوق را دنبال میکنند، حتما نام شورای عالی به گوش و چشمشان خیلی آشناست.
شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی امنیت فضای تبادل اطلاعات، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی آموزش و پرورش، شورای عالی آموزشهای علمی – کاربردی، شورای عالی بانکها، شورای عالی آب، شورای عالی اداری، شورای عالی جوانان،شورای عالی تهیه کنندگان، شورای عالی خرما، شورای عالی انرژی اتمی و …
ماشاالله تعداد خودشان و مصوباتشان هم کم نیست.
اتفاقا همین چند روز پیش خبر اضافه شدن نام های جدید به شبهای یلدا و چهارشنبهسوری به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی به گوشمان رسید.
شوراهای عالی از جمله نهادهای حائز اهمیت در نظام حقوقی ایران هستند که به واسطهی سیاستگذاری و تعیین خطمشیها، تاثیرگذاری عمیقی بر موضوعات کلان و راهبردی جامعه دارند. در نظام حقوقی کنونی سه سطح از شوراهای عالی پیشبینی شده است. دستهی نخست شوراهای تشکیلشده به موجب فرامین رهبریاند. دسته دیگر شوراهای مصرح در قانون اساسی و در انتها شوراهایی هستند که به موجب قانون عادی تاسیس شدهاند.
در این کارگاه قرار است درباره مسایل زیر با یکدیگر گفتگو کنیم:
– معرفی اجمالی برخی از مهمترین این شوراها که تعداد آنها به ۱۰۰تا هم میرسد،
– نسبتسنجی شوراها در نظام حقوقی ایران. یعنی مثلا این شوراها چه نسبتی با دیگر مراجع قانونگذاری ایران مانند مجلس و … دارند؟ تفاوتها و شباهتهایشان چیست؟ اصلا باوجود نهادهایی امثال مجلس چه نیازی به تشکیل این شوراها بوده است؟
-شرح وضعیت شوراها از حیث نظارتپذیری مصوبات آنها. یعنی هنگامیکه یک شورای عالی مصوبه ای تصویب میکند، مصوبه آن دقیقا چیست؟ قانون است؟ برتر یا پایین تر از قانون است؟ در عمل چگونه این مصوبات اجرا میشوند؟ آیا میتوانند برخلاف قانون مجلس باشند و اجرا هم شوند؟
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
قیمت واقعی
اکران مستند

«من میخرم پس هستم»
«مصرف» که حالا به بخش لاینفک زیست روزمرهی ما تبدیل شده، پشتپردهی مهمی دارد.
قصهی fast fashion و پوشاک به عنوان یکی از این کالاهای مصرفی، داستانناگفتهای است که در این کارگاه به کمک مستند The true cost سعی داریم به بخش کمتر دیدهی شدهی این روایت بپردازیم و اینبار از زاویهی دیگری به لباسهایی که میخریم نگاه کنیم.
مستند The true cost (2015)ساختهی اندرو مورگان، دربارهی لباسهایی است که میپوشیم، افرادی که آنها را تولید میکنند و تاثیراتی که این صنعت روی محیطزیست، کارگران و جامعه دارد.
در این کارگاه از فروشگاهها، برندها و قیمت روی لباسها فاصله میگیریم تا با دیدن هزینهی انسانی، اجتماعی و محیطزیستی ببینیم
«بهای واقعی لباسهایمان را چه کسی میپردازد؟»
××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××
انجمن روشنا برگزار میکند:
در راه که می آمدی سحر را ندیدی؟
بازدید از خانه سیمین و جلال

سرک کشیدن توی خانه آدمها، توی گنجه و آشپزخانه و اتاق کارشان -حتّی اگر ناشناس باشند- لذّت شرورانهای دارد که همهٔ ماها، در لحظاتی که به شیطان درونمان اجازه ظهور و جولان دادهایم، چشیدهایمش! حالا حساب کنید که این آشپزخانه -نه الان، که سی سال پیش- نقطه امن خانمِ سیمین بوده!
و این اتاق… و آن نشیمن… جلال از بیرون میآمده (از همان مدرسههای کذایی) و یک گوشهای -کدام گوشه؟- مینشسته و سیگار پشت سیگار…
کجا “در خدمت و خیانت روشنفکران” را نوشته؟ چرکنویسهای “از رنجی که میبریم” کجا سیاه شدهاند؟
آخ. تاریخ و فکر کردن بهش همین شکلی هم بعضی از ما را دیوانه میکند. چه رسد به این که سوار چنین ماشین زمانی بشوی و بتوانی بروی پنجاه سالِ پیش. به آن روزهای به ظاهر آرام. به آن آرامش که از همان وقت بوی طوفان میداد. به ملاقات ردپا و بوی پیراهن آن دو جانِ ناآرام که این همه سطر برای ما به یادگار گذاشتهاند. این همه فکر…
بیایید برویم موزه خانه سیمین دانشور و جلال آل احمد!
باهم!
ظرفیت بازدید: ۱۵ نفر
هزینه : 100 هزار تومان (رضایت نامه به همراه داشته باشید)
_آدرس موزه: تجریش، دزاشیب، خیابان شهید رمضانی، کوچه رهبری، کوچه پسندیده، بنبست ارض، پلاک
نظرات
۰ دیدگاه ثبت شده است.